تماس با ما
درباره ما
هدایا و نذورات
دلنوشته های کاربران
زیارت مجازی
پرتال امامزادگان کشور
نقش الگويي زيارت در تربيت اسلامي
اسلا م مي خواهد انسان ها در هر زمان و مکان و شرايط جغرافيايي و محيطي و... با الگوهاي متعالي و مربيان حقيقي در تماس باشند و از مکتب آنان درس بگيرند.
چهارشنبه 29 مهر 1394    
بازدید: 301
نقش الگويي زيارت در تربيت اسلامي

«زيارت» آنچنان که در کتب لغت آمده به معناي «ديدار کردن و قصد و آهنگ چيزي کردن» است. زيارت در لغت از ريشه «زار يزور زياره مزارا زوارا» به معني «ملاقات کردن و به ديدار کسي رفتن» آمده است.

«زيارت» آنچنان که در کتب لغت آمده به معناي «ديدار کردن و قصد و آهنگ چيزي کردن» است. (?) زيارت در لغت از ريشه «زار يزور زياره مزارا زوارا» به معني «ملا قات کردن و به ديدار کسي رفتن» آمده است.(?)

زائر کسي است که آهنگ و قصد ديدار با مزور را دارد و به سوي محبوب تمايل دارد.(?)

پس زيارت در اصطلا ح به معني ديدار کردن از شخص بزرگ و حضور در نزد آن به قصد ملاقات و تحيت گفتن است و اين امر ميان انسانها موضوعي روزمره و عادي است، ولي در مورد انبيا و ائمه هدي «عليه السلا م» جايگاه خاصي دارد که حاکي از ظهور عشق و محبت و مرز فرمانبرداري و اطاعت است. (?)

کساني که واله و شيداي محبوبي هستند، هر آن مترصدند که در محضر دوستدار خود حضور به هم رسانند و محبت و عشق خود را همراه با عرض ادب ابراز نمايند.

به طور کلي، ديدار از شئون محبت و دوستي است و در عين حال بر محبت نيز مي افزايد.

انسان براي ابراز محبت خود به خداوند دعا مي خواند و براي بيان محبت نسبت به پيشوايان ديني و علما و رجال سياسي و اجتماعي، به زيارت آنان مي رود و آنچه که روح اسلا م و مکتب تشيع را تشکيل مي دهد، همين عشق به خداوند و محبت به اهل بيت عصمت و طهارت است. در حديث داريم که:

«هل الدين الا الحب و البغض»
آيا دين چيزي غير از حب و بغض است؟

اصل ديدار و ديدن از خاصيت اجتماعي بودن انسان سرچشمه مي گيرد. يعني انسان به طور ذاتي و فطري موجودي اجتماعي است و لذا يکي از ارکان جوامع بشري همين ديدارهاست، چون در اثر ديدار، تفاهم ايجاد مي شود. ديدار باعث علا قه دروني مي شود و علا قه دروني هم عامل مهم ديدار است و در حقيقت يک رابطه متقابل وجود دارد، به خصوص اگر دو انسان سنخيت روحي داشته باشند، در موقع ديدار يکديگر را جذب مي کنند، ا ما اگر سنخيت نداشته باشند، يکديگر را دفع مي کنند.

آفرينش انسان، مجموعه اي از جسم و روح يا ماده و معناست و ديدار که يک فعل جسماني است، در روحيه او اثر مي گذارد و انسان در اثر ديدار فيزيکي و جسماني، احساس قرب روحاني مي کند. بنابراين، اساس ديدار، نوعي اتحاد روحي و قرب معنوي و روحاني است وچون انسان داراي يک بعد مادي است، با نزديک شدن جسم، قرب روحاني و معنوي را احساس مي کند.

انسان زائر به ديدار محبوب هاي والا يي که خداوند آنها را از نظر آفرينش در بهترين صورت قرار داده، مي شتابد و اگر در اين ميان کسي بتواند زيارت حقيقي داشته باشد و وجود مبارک امام و مربي خود را با چشم بصيرت و ديده اخلا ص ببيند، چنين ديداري اثري عميق در جان و روح او خواهد داشت و لذت معنوي اين ديدار، از بالا ترين نعمت هاي خداوند است. زيارت، حضور در اماکن مقدسه و تشرف در محضر اولياي خدا و ائمه دين «عليه السلا م» است که مربيان واقعي انسانند و زائر با حضور جسم و جانش در پيشگاه آنها، روح خود را در معرض تحولي عظيم قرار مي دهد.

زيارت برقرار کردن ارتباط قلبي با حجت خداست و زائر با قرار دادن خويشتن خويش در حوزه روحانيت و فيض بخشي معصوم، بار معنوي و اخلا قي و تربيتي پيدا مي کند و به سوي کمال قدم بر مي دارد.

پس به طور خلا صه، زيارت از نظر لغت به معني ديدار و از نظر تعريف به معني ابراز عشق و علا قه از طرف زائر به مزبور است،? و البته يک ارتباط و جريان دو طرفه است.

زيارت بزرگان دين يک امر طبيعي است، زيرا همچنان که انسان در ايام حيات آنها به ديدارشان مي شتابد و به آنان احترام مي گذارد، پس از رحلت يا شهادت نيز نسبت به مقابرشان اداي احترام مي کند و اين علا قه و انگيزه فطري نسبت به انسان هاي نمونه و برجسته و کامل در تمام افراد بشر وجود دارد.

از طرف ديگر، زيارت، نوعي وسيله توسل به درگاه اولياي خدا و شفاعت اين بزرگواران از ما نزد خداوند است، و نيز زيارت، نوعي دعاست که انسان به صورت غير مستقيم و با واسطه باخداوند سخن مي گويد و روح و روان خود را پاک مي گرداند.

زيارت به عنوان يک ديدار محبت آميز در مورد فرزندان پاک رسول خدا«صلي الله عليه و آله و سلم» نيز سفارش شده چون همه ما وظيفه داريم که پيامبر و خاندان او را مورد تکريم و تعظيم قرار دهيم و زيارت فرزندان رسول خدا و ذريه او را به جا آوريم. چنان که قرآن کريم دراين باره مي فرمايد:

«... قل لا اسئلکم عليه اجرا الاالموده في القربي...»(?)

....(اي رسول ما به امتت) بگو من از شما براي آن(اداي رسالت) اجري جز دوستي نسبت به نزديکان(خويش) نمي خواهم...

بطور اجمال از مفهوم زيارت درمي يابيم که اگر انسان با معرفت و حب خالصانه به زيارت اولياي خدا برود، خداوند او را در مسير کمال حرکت داده، زندگانيش را همرنگ زندگي معصومان و در مسير اطاعت و ولا يت و محبت برگزيدگان الهي قرار مي دهد و به اين ترتيب او در زمره بندگان خاص خداوند قرار گرفته و مشمول اين خطاب مي شود:

«يا ايتها النفس المطمئنه* ارجعي الي ربک راضيه مرضيه فادخلي في عبادي وادخلي جنتي»(?)

با نفس مطمئنه و آرامش يافته به سوي خداي خويش باز مي گردد، درحاليکه او از خدا راضي است و خداوند هم از چنين بنده اي خشنود است.

در بررسي محتواي زيارات ما به اين نتيجه مي رسيم که کلمات و جمله هاي زيارتنامه ها، در حقيقت بيانگر تمام ابعاد تربيت در اسلا م مي باشد، و اگر زائر با معرفت و بينش عميق به اين مضامين عالي بنگرد، و اين مفاهيم را از عمق جان و روح خود بيان نمايد، و به تمامي معاني زيارت توجه کند، دستخوش تحولا ت عميق باطني خواهد شد و در واقع به يک معنا، انسان زائر بايد پس از زيارت، خود را بيشتر به امام و اسوه ومزبور شبيه نمايد و اين شباهت در جهت روح و باطن، باعث ثمر بخش بودن زيارت انسان و پيدايش اثرات معنوي در زائر مي شود. (?)

«زيارت»، «ديداري» است از «سرشوق ديدار» است و «زائر»، آن «مشتاق بي قرار ديدار» است.

«زيارت»، شستشوي جان است در «زلا ل محبت». «غبار روبي دل» است با «نسيم ولا يت». نشان«معرفت» است و گامي است براي کسب معرفت بيشتر.

زيارت،«موسم توبه» است و اصلا خود«توبه». عاملي است براي«تزکيه نفس» و«قله انسان کامل» که «امام مزبور» مصدق اعلا ي آن است، نزديک گشته اي. زيارت، «قرار گرفتن در حصن حصين توحيد» و«امان از عذاب الهي» است.

زيارت، اداي «اجر رسالت» است چرا که خود نشان «مودت» است.

«... قل لا اسئلکم عليه اجرا الا الموده في القربي...» (?)

... بگو (اي رسول ما) من از شما اجر رسالت جز اين نخواهم که محبت و مودت در حق خويشاوندان (من) منظور داريد...

زيارت، حضور «مريد» است در محضر «مراد»، حضور «غلا م» در محضر «مولا ». زيارت، «اعلا م وفاداري» است نسبت به رهبر. «ابراز بيزاري» است از هر باطل و قرار گرفتن در «جبهه حق» که گيتي همواره صحنه نبرد حق و باطل است. «اعلا ن مواضع» است که زائر با هرچه مولا و امامش سرصلح و آشتي دارد، در سلم و صفا است و با هرچه و هرکس که امام را دشمن مي دارد، دشمن است هرچند پدر يا فرزند يا برادرش ... باشد.

«اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» (??)

من در صلح و سازشم با هر که سر صلح با شما دارد و در جنگم با آنکه با شما سر جنگ دارد.

زيارت «هجرتي» است «بروني» و بالا تر از آن «هجرتي دروني» است که شيفته اي دل سوخته، با طي راه هاي «خاکي» جان خويش برگرفته و به سوي مزار محبوب مي آيد تا با «هجرت از بدي ها و گناهان» به سوي «حسنات و طاعات»، تشبه و تمثل به او پيدا کند. (??)

زيارت، در درياي پرتلا طم دنيا بر کشتي نجات سوار شدن و چراغ هدايت را در ظلمات به دست گرفتن است.

«يامن من رکبها و يغرق من ترکها» (??)

ايمن است هرکه بر آن سوار شود و غرق گردد هرکه آن را رها کند.

زيارت، «تجديد قوا» است براي پيمودن صراط مستقيم و برگرفتن «توشه و زادراه» براي سفري «دور و دراز».

زيارت «تفريح دل ها» است، گرچه با رنج سفر و «تعذيب جسم» قرين است. «تعظيم شعائر الهي» و نشانه «تقواي دل ها» است.

«... و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب» (?? )

... هرکس شعائر دين را بزرگ و محترم دارد، که اين صفت دلهاي با تقوا است.

زيارت، «اسوه» را همواره در پيش چشم داشتن است، حرکتي بر مبناي الگو و تاسي به اوست.

زيارت... اينها همه «زيارت» اند و زيارت، تنها اينها نيست و «زائر» آن انسان «عاشق عارف»، «مريد وفادار»، «محب تائب»، محاسب متوسل»، «مطيع حاضر در صحنه»، «مهاجر و مجاهد»، «موحد متقي» و... گرسنه محبت، تشنه ولا يت و شيفته امامت... است که تمامي جانمايه و سرمايه خويش برگرفته و بر کف اخلا ص نهاده و خانه و کاشانه و شهر و ديار ترک گفته و رنج سفر بر خويش هموار کرده، با قلبي مشتاق و جاني اميدوار آمده تا با حضور در محضر امام و مراد و ولي نعمت خويش و درک نور و فيض و کسب توش و توان، همچنان با بصيرت و قدرت و معرفت، بر صراط مستقيم توحيد و با تمسک به کتاب و عترت، راه خويش را تا رسيدن به سرمنزل مقصود که همان «کمال انساني» و «تقرب الي الله» است، طي کند.

اگر مي بينيم در طول تاريخ همواره حکام جائر از زيارت در هراس بوده اند و از زائرين بيمناک. اگر مي بينيم که طاغوتي ستم پيشه چون متوکل و ديگران بارها و بارها آب بر مزار مقدسي چون تربت پاک حسين «عليه السلا م» مي بندند و زائرين را دست و پا مي برند و به قتل مي رسانند و... همه و همه به خاطر وحشتي است که «امامان نار» و «پيشوايان کفر پيشه» از زيارت و از زائرين، با آن ويژگي ها، داشته و دارند. (??)
جايگاه زيارت در ميان ملل

اگر دقيقا به فلسفه زيارت مقابر و اماکن مقدسه در دنياي مسيحيت توجه شود، در مي يابيم که هم اکنون دنياي به اصطلا ح متمدن نه تنها خود را بي نياز از زيارت نمي داند، بلکه فطرتا ستايش و زيارت قبور مقدس را براي تشفي آلا م دنيوي ضروري مي داند.

زيارتگاه جايي است که انسان خالي از گرفتاري هاي تمدن جديد مي تواند با کسي راز و نياز کند و «درددل» خويش را با او در ميان نهد و چون دوستي خالص و بي ريا، مکنونات قلبي خود را بيان کند. درک اين واقعيت و نياز فطري باعث شده است که در کشورهاي انگلستان، فرانسه و ايتاليا زيارتگاه هاي بزرگ که هر يک به نام خاصي معروفند وجود داشته باشد. (??)
دعا و زيارت

دعا، سخن گفتن با خداست و نيايش زبان خاصي است که ابعاد ناشناخته انسان را بيدار مي کند. زيارت، ديدار معنوي با پيشوايان مکتب و راز و نياز با آنهاست. در حقيقت، زيارت هم نوعي دعاست چون انسان به طور غيرمستقيم و از طريق واسطه هاي فيض، با خدا گفت وگو مي کند و لذا دعاهايي که در زيارت بر زبان جاري مي شود، زودتر مستجاب مي گردد چون واسطه هاي فيض در پيشگاه خداوند بسيار محبوبند و خداوند به خاطر آنان، دعاي زائر را مستجاب مي گرداند.

بنابراين دعا، مناجات و سخن گفتن با خداوند است و زيارت، سخن گفتن با الگوها و راهنمايان راستين دين مي باشد. اگرچه زيارت نوعي سخن گفتن با خداوند است، زيرا مخاطبين زيارت، همان پيغمبران و امامان بوده که آدميان را به خداپرستي و مبارزه با بت درون و بيرون دعوت مي کنند و در حقيقت، زيارت، سخن گفتن با واسطه هاي خداوند جهت رشد و تربيت و کمال انسان ها است.

دعا، حرکت در جهت خداشناسي و خودشناسي اوست و مقصود از زيارت، امام شناسي است که همان معرفه الله و معرفه النفس است.
در دعا و مناجات شيعه، چهار عنصر اساسي:

نياز، عشق، آگاهي و مبارزه را مي بينيم که در زيارات نيز همين ? بعد وجود دارد، ليکن در زيارات، کساني را مي خوانيم که در نياز و عشق به الله و آگاهي و مبارزه با ظلم و ستم بهترين و عالي ترين نمونه ها مي باشند، به همين جهت است که با خواندن زيارت امام حسين «عليه السلا م» احساس نياز و عشق بيشتري به خداوند پيدا کرده و شعور و معرفي افزونتر نسبت به خداوند و دين او به دست مي آوريم و همچنين روح ظلم ستيزي و مبارزه با استکبار و استثمار را در خود ايجاد مي کنيم.

زيارت، مفسر و مبين دعاست به طوري که دعاي بدون زيارت به جاي رشد و بالندگي و سازندگي فرد و اجتماع، به فريبندگي و ناداني و گمراهي بشر دعوت مي کند، زيرا دعاي بدون زيارت، به معناي دعاي بدون امامت است و دعاي همراه زيارت، به معناي توحيد همراه مبارزه با تضاد طبقاتي، مبارزه با فساد و منکرات فردي، اجتماعي و اقتصادي است. بنابراين با زيارت امام حسين «عليه السلا م» و ياد او، خداي مستضعفان و محرومان و ستمديدگان تاريخ در درون انسان زنده شده و تمام کساني که در طول تاريخ با نام خدا و پيام آوران او به استضعاف و استثمار و استبداد مردم مشغول بوده و هستند، زير سوال مي روند که چرا دم از مناجات و ارتباط با خدا زده و با همدستي شياطين و اطاعت نفس، به خيانت و ظلم به مردم مي پردازند. (??)

انسان از طريق دعا و نيايش، خود را به خدا نزديک مي سازد و احساس مي کند که درهاي رحمت الهي بر روي او باز شده و در يک فضايي معنوي و ملکوتي سير مي کند و از اين سير روحاني، احساس رضايت مي کند ودر اثر ارتباط با خداوند، وجود خويش را تکامل يافته تر مي يابد.

انگيزه دعا، احساس نياز و احتياجي است که تمام مخلوقات، به طور ذاتي دارا هستند و چون خداي متعال را بي نياز مي دانند، به او پناه مي برند. البته بسياري از مردم، از اين نياز فطري غافلند و لذا کمتر حال دعا پيدا مي کنند، اما انبيا و اوليا» الله که ضعف و فقر آدمي را بهتر از ما مي شناسند، در مسير کمال خود و تقرب يافتن به خداي تعالي، بيشتر احساس نياز مي کنند و به دعا و مناجات با خدا مي پردازند.

در حقيقت، انسان در حال دعا، از خويشتن خويش بيرون آمده و در فضاي معنوي و روحاني خاصي قرار مي گيرد، به طوري که در اين حال از همه گسسته و به خدا مي پيوندد و اين توجه و ارتباط با مبدا هستي تاثيري شگرف در شخصيت انسان دارد و لذا درباره دعا چنين گفته شده که: «دعا مغز عبادت و ستون دين و نور آسمان ها و زمين است.» (??)

همانگونه که دعا، باب معرفت الله است، زيارت نيز باب معرفت ائمه معصومين «عليه السلا م» است وانسان زائر از اين باب، به عظمت امام پي مي برد و به واسطه آن، درهاي رحمت الهي را به سوي خود مي گشايد و در يک فضاي ملکوتي و معنوي قرار مي گيرد.

در حقيقت، زيارت نوعي تعظيم و بزرگداشت مزور و نيز تعليم زائر است. زيارت، هم ثنا و ذکر خداست که ولي همه نعمت هاست و هم معرفي رسول اکرم «صلي الله عليه وآله و سلم» و ائمه هدي «عليه السلا م» که بزرگترين نعمت هاي آفريدگارند و کامل ترين اسوه و نمونه براي کساني که در راه خودسازي هستند و به دنبال مربي و مقتدا و مرشد مي باشند. انسان زائر، با شناختي که از امام و حجت خدا پيدا مي کند، نمونه عملي زندگي خود را يافته و به پيروي از امام، همان صراط مستقيمي را که به بهشت منتهي مي شود، مي پيمايد.

بنابراين، دعا و زيارت به عنوان دو روش در نظام تربيتي اسلا م، مطرح مي شوند و انسان ها مي توانند با تکيه بر اين دو روش تربيتي، خود را به بالا ترين مراحل کمال انساني برسانند.

زيارت و ديدار امام معصوم که اسوه همه نيکي هاست، در روح مردم اثر مي گذارد و دل هاي انسان ها را مجذوب معنويت او کرده و آنان را به راه پيروي و اطاعت از اسوه هاي حسنه دعوت مي کند و اين زيباترين طرح و روش براي تربيت انسانهاست. (??)
علت تاکيد بر زيارت

با بررسي روايات مربوط به زيارت، به خصوص روايات ذکر شده در کتب بحارالا نوار و وسايل الشيعه، به اين نتيجه مي رسيم که اسلا م مي خواهد انسان ها در هر زمان و مکان و شرايط جغرافيايي و محيطي و... با الگوهاي متعالي و مربيان حقيقي در تماس باشند و از مکتب آنان درس بگيرند. اگر انسان ها سنت حسنه و انسان ساز «زيارت» را فراموش کنند و از حضور در حرم مطهر ائمه طاهرين «عليه السلا م» و اولياي الله محروم شوند، بيم آن مي رود که در مسير زندگي، الگوهايي ديگر را جايگزين انسان هاي کامل که از جانب خدا معرفي شده اند، بنمايند و با تاثيرپذيري از الگوهاي ناشايست، راه کمال و رشد خود را گم کرده و دچار حيرت و سرگرداني شوند.(??)

زيارت عملي عبادي است که دربردارنده مفهومي سياسي و در عين حال برنامه اي تربيتي و سازنده است. زيارت قبور، به طور اعم و زيارت قبور ائمه و اولياي خدا «عليهم السلا م» به طور اخص، آثار و ثمرات فردي، اجتماعي، اخلا قي، سياسي و... فراواني دارد. بدين جهت اخبار و روايات زيادي از جانب پيامبر اکرم «صلي الله عليه و سلم» و ائمه معصومين «عليهم السلا م» رسيده که در آنها به زيارت قبور مومنين و بالا خص زيارت اولياي خدا و پاکان و شهيدان راه خدا تشويق و ترغيب فرموده اند.(??)

زيارت، يعني حضور در برابر کساني که به حق رسيده اند و حقيقت مرگ را به عيان ديده اند و چنين حضوري تاثيري عميق در روح و دل انسان مي گذارد. اگر زيارت به قصد قربت و رضاي خدا و با معرفت کامل و بر طبق دستورات دين، انجام گيرد، به تدريج آثاري در روح و جان انسان مي گذارد و صفات ناپسند او را تغيير مي دهد و وجود انسان را به فضايل و محاسن اخلا قي آراسته نموده و او را به الگو و اسوه اي که در بردارد (انسان کامل) نزديک مي سازد.

زيارتگاه، محيطي آرام براي ارتباط انسان خاکي با حقيقت متعالي است که حاصل اين ارتباط، نيل به معرفت حق و کمال واقعي انسان است.

زيارت، يک عبادت با ويژگي هاي مخصوص خودش مي باشد و هدف غايي عبادات همان تزکيه نفس و آمادگي روح براي معرفت خداوند است.

زيارت، يک روش تربيتي است که در تمام ابعاد وجودي، انسان را دچار تغيير و تحول مي سازد و نقاط ضعف او را به نقاط قوت و تاريکي ها را به روشني ها بدل مي کند.

زيارت، يک روش تربيتي موثر براي هدايت و سازندگي انسان است و انسان زائر به ديدار کساني مي رود که بهترين مربيان و معلمان نظري و علمي تربيت بوده و هدف آفرينش را به طور کامل در وجود خودشان تحقق بخشيده و تمامي انسان ها را به سوي اين هدف والا دعوت نموده اند،چون تنها راه سعادت و تربيت بشر و بهترين راه کمال و رشد او، حرکت در صراط مستقيم و پيروي از رهبران اين راه است که از جانب خداوند برگزيده شده اند. (??)

همانطور که مي دانيم براساس تحقيقات روانشناسان در وجود انسان گرايش به تقليد از ديگران به طور نسبي وجود دارد و انسان فطرتا نياز به الگو دارد. اصل همانند سازي، يک عامل مهم براي احساس امنيت انسان است، چون فرد احساس مي کند که الگوي او داراي قدرت برتر مي باشد. اگر فرد با يک مدل نامناسب همانند سازي کند، احساس ناامني و اضطراب فراوان مي نمايد. همانندسازي يکي از مهمترين مکانيسم هاي دفاعي و يکي از اساسي ترين فرآيندهاي اجتماعي شدن و در واقع پايه بسياري از يادگيري هاست که به وسيله آن فرد تلاش مي کند خصوصيات شخص ديگري را بپذيرد و در ويژگي هاي خويش ادغام کند. متاسفانه در جوامع امروزي، انسان از داشتن الگوهاي سالم و کامل محروم بوده و وجود الگوهاي منحط و مبتذل، ضربه مهلکي به جوامع بشري وارد آورده است. با وجود پيشرفت عظيم تکنيک و صنعت و تمدن جديد، انسان امروز بيش از هر زمان ديگر به الگوي «انسان کامل» نيازمند است و اصولا رنج و پريشاني و سرگرداني تمدن جديد، معلول نداشتن سرمشق زندگي و سرمشق معنويت و الگوهاي خوب انساني است. (??)دکتر شريعتي گويد:

«اگرچه در شرايط کنوني، انسان امروز بيش از هر زمان ديگر وسيله سفر و قدرت رفتن به سوي کمال را پيدا کرده، اما چون راهنما ندارد و راهش مشخص نيست، راه را گم کرده است. انسان امروز بيش از همه توانايي رفتن را دارد، اما دانايي رفتن را ندارد و اين پريشاني و سرگرداني، زاييده نداشتن الگو و رهبر است.»(??) و نداشتن الگو و رهبر يا وجود الگوهاي ناشايست، همواره مانع رسيدن انسان ها به رشد و تعالي واقعي و نيل به مقام ربوبي است. انسان در تاثيرپذيري از الگوهاي فاسد و منحط، شخصيت حقيقي اش را از دست مي دهد و از فلسفه زندگي و هدف خلقت خويش غافل مي شود و در حالي که اشرف مخلوقات و فرمانرواي طبيعت است، اسير و برده الگوهاي منحط و بي ارزش زمان خويش شده، تمامي ارزش هاي والاي انساني خود را فداي همين الگوهاي ناشايست مي نمايد و در اثر چنين الگو گيري غلطي، به از خودبيگانگي دچار شده و خود حقيقي اش را فراموش مي کند و همانگونه که قرآن فرموده، (??) نتيجه اين خود فراموشي، دوري از خدا و خدا فراموشي است و با فراموش کردن خداوند متعال، جوهره اصل خويش را که موجب برتري او نسبت به موجودات عالم است، از دست مي دهد.

مکتب تربيتي اسلام با توجه به نياز انسان به الگو، به منظور پاسخگويي به اين نياز فطري و ذاتي انسان، الگوهاي متعالي را در اختيار انسان ها قرار داده و در هر زمان و شرايطي، امکان تماس و ايجاد ارتباط معنوي انسان با امام و الگو و اسوه حسنه را ميسر مي داند. اين اسوه و الگو از ديدگاه مکتب ما، پيامبران و امامان بر حق و رهبران ديني هستند که در تمام ابعاد علمي و تربيتي و اخلاق فردي و اجتماعي، جهت دهنده و هدايتگر انسانها مي باشند و در دل هاي مردم اثر مي گذارند و اسلام بدين وسيله اين خلا» روحي انسان را پر نموده است و او را از حيرت و سرگرداني در انتخاب الگو، نجات مي دهد و مسير سعادت و کمال را به خوبي نشان مي دهد.

وجود چنين الگوهاي متعالي در مکتب اسلام نشانه اي بارز از توفيق آن مکتب در به ثمر رساندن آرمان هاي خويش است و حضور اسوه هاي متعالي در هر مکتب تربيتي، تعيين کننده ميزان پويايي و تحول آفريني آن مکتب مي باشد. پيامبر اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم» ائمه طاهرين «عليهم السلام» که بهترين مربي انسان هستند، مرکز و محور «زيارت» مي باشند و انسان زائر با اعتقاد به جاودانگي روح آنان، در مزار مقدس و حرم مطهر اين اسوه هاي هدايت سر تعظيم فرود مي آورد و حضور چنين مربيان بزرگي را در برابر خود احساس مي کند و در چنين شرايط روحاني، عبارت ارزنده «زيارتنامه» را بر زبان جاري و با خداي متعال و امام خويش، راز و نياز مي کند و در چنين ارتباط و تماس معنوي، بهره کامل و حظ وافر از محضر نوراني و مقدس امام هميشه جاويد خويش، کسب مي نمايد.

ائمه طاهرين «عليهم السلا م» که همگي در راه هدايت انسان به سوي خداوند، به شهادت رسيدند و روح مطهر ايشان، حاضر و ناظر بر اعمال بندگان خداست با قدرت معنوي که دارند، نسبت به رفع حاجت ها و نيازهاي مردم اقدام مي نمايند و همان گونه که در دوران عمر بابرکت خويش به ياري انسان ها مي شتافتند، پس از شهادت نيز، پناه مظلومان و يار ستمديدگان و فريادرس بيچارگان هستند.

زائر با چنين درک و باوري از امام، در حرم مطهر آنان حاضر مي شود و با حضور قلب و توجه خالصانه نسبت به وجود نوراني و مقدس ايشان، ابراز ارادت نموده و خود را از ابعاد محدود زمان و مکان خارج کرده و با توسلي پرشور و زيارتي عاشقانه، به ديدار اين الگوهاي متعالي و جاودانه مي شتابد و در حد توان و ظرفيت روحي و معنوي خويش، از محضر پرفيض آنان کسب معرفت و نورانيت مي نمايد.

پس زيارت، يک روش تربيتي و يک عبادت سازنده براي از ميان بردن غفلت مردم نسبت به امام و توجه بيشتر به وجود مقدس آنان است.

در پايان اين مبحث سخن پروفسور کربن (??) را در اهميت ولايت و زيارت و آثار تربيتي اين عقيده شيعه نقل مي کنيم:

«وقتي من اين مطلب را در يک سمينار در غرب عنوان نمودم که مکتب تشيع اعتقادش بر اين است که در هر عصري بايد يک انسان کامل باشد تا مجراي فيض و رابطه ميان خلق و خالق قرار گيرد، براي تمام حضار در آن کنفرانس تازگي داشت.» (??) پرفسور هانري کربن معتقد بود که:

«در دنيا يگانه مذهب زنده و اصيل که نمرده است، مذهب شيعه مي باشد چون قائل به وجود امام حي و زنده است.»

بنابراين، فرآيند تربيتي زيارت، پويايي و سازندگي خود را در پرتو عقيده به ولا يت جلوه گر مي سازد و زائر با تمسک به ولا يت امام معصوم، بالا ترين مراحل تربيتي و استکمالي را طي مي نمايد و با زيارت خود که نوعي احساس قرابت و نزديکي با ولي خداست، محبت و عشق خود را نسبت به مزور بيان نموده و در پرتو اين عشق و محبت و ولا يت و اطاعت راه کمال و قرب خداوند را طي مي نمايد. (??)
تحليل محتواي زيارت

وقتي که زائر به ديدار مزور مي رود، پس از سلام و شهادت، هدف و انگيزه اش را از آمدن به زيارت مطرح مي نمايد و سپس دعا نموده و خواسته هايش را در حضور مزور بيان مي کند. در اين خصوص اگر عبارات متون زيارت ها را بررسي نماييم، پيام هاي تربيتي جالبي از آنها استنباط مي کنيم. در اينجا به عنوان نمونه قسمتي از زيارت حضرت رسوال اکرم «صلي الله عليه و آله و سلم» را بررسي مي کنيم که زائر پس از بيان آيه شريفه:

«... ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا الله و استغفرلهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما»(??)

... اگر آنها هنگامي که بر خود ستم کردند به سوي تو مي آمدند و طلب آمرزش از خدا مي کردند و پيامبر براي آنها آمرزش مي طلبيد، خداي را توبه پذير و مهربان مي يافتند. خواسته اش را عنوان مي کند و خطاب به پيامبر «صلي الله عليه و آله و سلم» چنين مي گويد:

«و اني اتيتک مستغفرا تائبا من ذنوبي و اني اتوجه بک الي الله ربي و ربک ليغفرلي ذنوبي» (??)

نويسنده : شريف الزمان پهلواني نژاد

پي نوشت:
?- زيارت / ?
?- مفردات راغب/ ???
?- زيارت / ?
?- مقام ولا يت / ?
?- آثار تربيتي زيارت/ ?-?
?- «زائر» به معني«ديدار کننده» و «مزور» به معني«کسي که زيارت مي شود».
?- الشوري/ ??
?- الفجر/ ??-??
?- آثار تربيتي زيارت/ ??-?
?- الشوري / ??
??- زيارت عاشورا
??- زائر??/، ارديبهشت ??
??- صلوات ماه شعبان
??- الحج/ ??
??- زائر??/، ارديبهشت ??
??- آثار تربيتي زيارت / ??
??- شرح زيارت عاشورا/ ??-??
??- اصول کافي، ج ???/?، ح ?
??- آثار تربيتي زيارت / ??-??
?? - آثار تربيتي زيارت / ?? - ??
?? - امت و امامت / ??
?? - همان / ???
?? - «ولا تکونوا کالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم» (الحشر/ ??) ?
??- مسيو هانري کربن (cardin Hanriy) استاد شيعه شناس دانشگاه سوربن فرانسه بود
??- مهر تابان، مصاحبات علا مه طباطبايي با هانري کربن/ ??-??
??- آثار تربيتي زيارت / ???
??- النسا/ ??
??- مفاتيح الجنان/ ??? زيارت حضرت رسول «ص»